نمایش نمایش

شناسه : 20341719


استاد شهید «گره» های فکری و کج فهمی ها را ریشه گرایشات گروه های منحرف می دانست و کمر همت را به نقد اصولی و منطقی آنها بسته بود.

عصر فرهنگ، یکی از دشوارترین کارها آن است که فردی همزمان که در «درون» یک جریان اجتماعی قراردارد، با دیدی «فرا زمانی» و از زاویه ای «برون» از مقتضیات و مشکلات جاری، به نقد همان جریان بپردازد. استاد شهید مرتضی مطهری در حالی که خود در متن حوزه و دانشگاه قرار داشت و از اعضاء اصلی و موثر شورای انقلاب بود بهترین «آسیب شناسی» را از مسیر آینده جریان فکری- سیاسی انقلاب اسلامی، ارائه کرده است. چه خوب است که امروز آثار استاد مطهری با این دید تاریخی- معرفتی بازخوانی شود و مثلا یادآوری شود کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران «شهید مطهری در جواب به کدام جریانات نگاشته شد و کتاب «حماسه حسینی» جواب چه کسی را می دهد. برای «سبک شناسی» جنس مواجهه استاد شهید با شبهات جریانات انحرافی، باید از زمینه های سیاسی و تاریخی فعالیت های فکری ایشان مطلع باشیم. سبک استاد  در عین دوری از «سیاست زدگی»  بسیار «سیاسی» است. در حقیقت مبانی فکری جریانات سیاسی انحرافی از سوی شهید مطهری نقد می شد و گزاره های مبنایی گروه های منحرف به چالش کشیده می شد. استاد شهید «گره» های فکری و کج فهمی ها را ریشه گرایشات گروه های منحرف می دانست و کمر همت را به نقد اصولی و منطقی آنها بسته بود. از همین رو  اگر دقیق باشیم می بینیم که استاد وظیفه خود را حفاظت از «مرزهای فکر اصیل اسلامی» می دانست و چه بسا از نقد افکار «خودی  ها» هم ابایی نداشت. (نقدهای جدی شهید مطهری از شریعتی را به یاد آورید) از طرف دیگر شهید مطهری به آسیب شناسی جریانی نیز می پرداخت؛ قبل از آنکه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسد، استاد شهید بحث آسیب شناسی فردای انقلاب را شروع کرده بود. شهید مطهری آفت های شش گانه ای برای آینده مسیر نهضت بر می شمارد  که هنوز هم می توان آسیب شناسی مسیر انقلاب را با همان معیارهای استاد، تحلیل نمود. (از منظر استاد مطهری آسیب های شش گانه نهضت عبارتند از؛1-نفوذ اندیشه های بیگانه 2-تجدد گرایی افراطی 3-ناتمام گذاشتن و عدم استقامت 4- رخنه فرصت طلبان 5-ابهام طرح های آینده 6-خطر انحراف نیت ها و غیر الهی شدن انگیزه ها)
سبک شهید مطهری در مواجهه با جریانات انحرافی علاوه بر تمرکز به «اتقان  منطق بحث»، حاوی ویژگی توجه به ابزارهای ارتباطاتی و موقعیت ها است. اصولا «مکان» و «موقعیت» برای استاد موضوعیت داشت و به همین جهت بود که در متن دانشگاه حضور می یافت و مباحث خود را مطرح می کرد. مراوده و مباحثه با روشنفکران شرق و غرب زده یکی از ویژگی های سبک فعالیت استاد بود. در حقیقت استاد ابزار مناسبی برای شنیده شدن افکار شنیدنی خود استخدام می کرد. از طرف دیگر عنصر «زمان» نیز برای شهید مطهری بسیار مهم بود. اگر از تاریخ و گذشته صحبت می نمود برای امروز و آینده سخن می گفت و از همه مهم تر اصولا طرح برخی مباحث را از لحاظ اولویت زمانی، غیر ضروری می دانست. متاسفانه یکی از آفت های تبلیغ و روشنگری، زمان نشناسی برخی مبلغین است و موارد متعددی می بینیم که موضوعات غیرضروری، بلاوجه، کم فایده و غیر اولویت دار مطرح می شود.
یکی دیگر از ویژگی های سبک فعالیت شهید مطهری توجه به «جغرافیای غیرسرزمینی افکار» است. شهید مطهری همزمانی که به شرح و نقد افکار نیچه و راسل می پردازد از توجه به دستاوردهای فکری اقبال لاهوری و سید جمال الدین اسدآبادی نیز غافل نیست و البته با «پیش فرض» بحث نمیکند و افکار همه را به سنجه «دلیل» می کشاند. اگر به نقد اگزیستانسیالیزم و افکار سارتر می پردازد به تاثرات آن افکار بر روشنفکران داخلی آگاه است و البته هیچ نوع «تعصب علمی» را نمی پذیرد و چه بسا موارد متعددی تفکرات غربی را مشروط و غیر مشروط می پذیرد و حرف مستدلل را بی جهت جرح و تعدیل نمی کند.
از ویژگی های سبک فعالیت شهید مطهری، «ابتکار» و «نوآوری» شگرف ایشان است. از طرفی شهید مطهری تلمذ و شاگردی خود در محضر بزرگانی چون امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی را توشه معرفتی خود می داند و از طرف دیگر عالم مبتکر را کسی می داند که کمتر استاد دیده و تنها به روخوانی افکار دیگران بسنده نمی کند. از همین رو مباحث استاد مطهری بازخوانی، بازتولید و باز اندیشی مبتکرانه همان متونی است که «بن» آن قبلا وجود داشته اما در بازآفرینی فکری جدید، ابعاد و زوایایی بدان افزوده شده است. کوشش استاد برای جوشش های جدید فکری است و به سان یک «مخترع» می ماند که در عین وفاداری و تعلق عمیق به مبانی، مدام در پی «مکشوف نشده ها» می گردد. از همین رو نفس مواجهه فکری با افکار انحرافی را نه به مثابه یک عمل «واکنشی» بلکه «کنشی» برای هر چه بهتر شناختن اسلام می داند. مواجهه با انحرافات فکری می تواند سبب بسط دایره معرفتی افراد از تعالیم اسلام شود.
شهید مطهری انگیزه های پیش برنده یک حرکت اجتماعی را به خوبی می شناسد و به ابعاد مختلف بشر نگاه میکند. در عین حال که به نقش مبانی فکری واقف است و کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را می نویسد، کتاب «داستان راستان» را نیز می نگارد تا ثابت کند از احتیاجات مختلف روحی جامعه غافل نیست.  در فضای فکری- سیاسی اوایل انقلاب، شهید مطهری وزن دهی بیش از حد به «عدالت» را نقد می کند و «معنویت» را عنصر پیش برنده ای می داند که باید در کنار عدالت قرار گیرد. در آن دوران شهید مطهری در مقابل تفسیر های مادی از آیات قرآن، می ایستاد و نظر اسلام را به بدون پیراستن به آنچه هست و بدون آراستن به آنچه نیست، بیان می کند.
یکی دیگر از خصوصیات بارز فعالیت شهید مطهری، پیوستگی عمیق فکری با امام خمینی (ره) است. به دلیل وظیفه خاصی که شهید مطهری برای خود ترسیم نموده بود بیش از آنکه اصرار داشته باشد همیشه از لحاظ فیزیکی در کنار امام (ره) قرار داشته باشد، می کوشید بن مایه افکار امام (ره) را تبیین و تشریح نماید. تجربه انقلاب اسلامی ثابت نمود کسانی که بی دلیل و بی ضرورت اصرار داشتند همواره در کنار امام (ره) دیده شوند بعد ها اتفاقا از لحاظ «فکری» از امام (ره) دور و دور تر شدند. در زمانی که افرادی چون ابراهیم یزدی و بنی صدر و قطب زاده و ...ها به دور امام (ره) حلقه زده بودند تا در روزهای اول انقلاب خود را به عنوان شاگردان و همراهان حقیقی ایشان جا بزنند، شهید مطهری اصراری به «دیده شدن» نداشت. از همین رو هنگامی که پیام بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت استاد مطهری صادر شد، مردم فهمیدند مجاورت با رهبری دلیلی برای قرابت فکری نیست. چرا که حضرت امام (ره) آثار شخصیتی را «بی استثنا» تایید فرمودند که در آثار خود نظرات فردی چون «بازرگان»  را نقد و رد کرده بود. شاید قبل از آنکه پیام بلند بالا و عمیق حضرت امام صادر شد، بسیاری از مردم از منزلت و تقرب استاد مطهری نزد امام خمینی (ره) بی اطلاع بودند. به طور مشابه امروز هم رهبر انقلاب از حضرت آیت الله مصباح با عنوان «شهید مطهری و علامه طباطبایی زمان» یاد  فرمودند. به نظر می رسد استفاده از لفظ «شهید مطهری» حاوی یک نوع «کد تحلیلی» باشد چرا که شهید مطهری در تاریخ انقلاب تنها یک شخص یا حتی صرفا یک متفکر نیست بلکه ایشان یک «فرمانده فکری» است. شهید مطهری یک «پدیده» است که هم محتوای مطالب معرفتی اش و هم سبک و سیاق فعالیت فکری- سیاسی او، نیاز هر روز انقلاب است. روشنگری علمی و تبیین گری فکری شهید مطهری، در دوران فعالیت خود چالش ها و تنش های بسیاری را به همراه داشت و مشغله «تبیین گری شجاعانه» را که طبیعتا به واگرایی و نوعی دافعه می انجامد را از جایگاه رهبری که ذاتا با همگرایی و وحدت عجین شده است، دور نگه می داشت. از این رو کسانی که به جنس چالشی فعالیت های فکری آیت الله مصباح معترض اند را به بازخوانی تاریخی فعالیت های شهید مطهری ارجاء می دهیم.
مهدی صادقی
 






فرهنگی فرهنگی

جدیدترین ها جدیدترین ها