نمایش نمایش

شناسه : 25606133


حضرت امير(ع) به ابوموسي اشعري كه حاكم كوفه بود نامه‌اي نوشت و گفت كه طلحه و زبير و عايشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراين براي ما نيرو بفرست.

به گزارش عصر فرهنگ، آنچه در ذیل می‌آید بخش‌هایی از سخنرانی تأمل‌برانگیز حسن رحیم‌پور ازغدی است با عنوان «علی(ع) از فتنه می‌گوید»:

- خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند ممكن است كسي صادق باشد ولي بازي بخورد، ممكن است كسي پرشور و عاشق باشد ولي بازي بخورد، چنانكه بخشي از خوارج اين گونه بودند. مي‌دانيد كه خوارج انسان‌هاي منافق و كافر و فاسق نبودند بلكه آدم‌هاي بسيار پاك باز و مومني بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند.

- در زمان علي(ع) 3 درگيري وجود دارد آن هم بين مسلمانان؛ در هر 3 درگيري (جمل، صفين و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند. يعني خويشان،‌ اصحاب و بستگان پيامبرند و افرادي هستند كه سابقه سربازي براي اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابي بودند، افرادي كه براي اسلام شمشير زده بودند و بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند.

- فتنه يعني مسئله‌اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن اشتباه مي‌افتند. اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود كه حق را با آدم‌ها نسنجيد، ملاكتان انسان‌ها نباشد چرا كه انسان‌ها تغيير مي‌كنند. همه در معرض فساديم، هيچ كس خائن و فاسد به دنيا نيامده است، همه ما كم‌ كم فاسد يا خائن مي‌شويم. فردي كه علي(ع) را ترور كرد كافر نبود جزء سربازان علي بود، مجاهدي رزمنده بود كه سابقه فعاليت در جبهه داشت. شمر كه سر حسين(ع) را بريد مجاهد بود، رزمنده‌اي بود كه 35 سال قبل جزو افسران حضرت امير(ع) بود اما دو دهه بعد در كربلا سر امام حسين (ع) را مي‌برد و شد جزو افسران يزيد. همه ما در خطريم، هيچ كس نبايد به سابقه خود تكيه و اعتماد كند؛ بايد بدانيم كه تا مرجع تقليد شويم در خطريم، ما مرجع تقليدي داشتيم كه مي‌خواست عليه امام خميني(ره) كودتا كند، مرجع تقليدي كه هم مقلد داشت و هم رساله.

- فتنه بروز عملي شبهه است حضرت امير (ع) مي‌فرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه مي‌رود و از هيچ كس نمي‌گذرد، سراغ قوي‌ترين رزمندگان، مجاهدان و شهادت‌طلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سر كينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است.

- حضرت امير(ع) ‌فرمودند: فتنه وقتي مي‌آيد در ابتداي آن نمي‌فهميد كه فتنه است چرا كه همه‌ چيز مرتب، قشنگ، درست و تئوريزه شده است. فرمودند كه اينجا جاي صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادي است كه بر سر قدرت، ثروت و رياست مسابقه مي‌گذارند و چون سگان اين مردار را از دندان يكديگر مي‌ربايند و يكديگر را مي‌جوند و پس از مدتي پيروان از رهبران اعلام بيزاري و برائت مي‌كنند و رهبرانشان از پيروانشان گلايه مي‌كنند. هر يك تقصير را برعهده ديگري مي‌گذارد و چون دشمنان از يكديگر جدا مي‌‌شوند، هيچ يك مسئوليت آنچه كردند و مسئوليت فتنه را برعهده نمي‌گيرند و يكديگر را با لعنت ديدار مي‌كنند.

- امام علي(ع) در خطبه 93 نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: فتنه زماني كه مي‌آيد از روبرو شناخته نمي‌شود، وقتي كه تمام مي‌شود از پشت سر شناخته مي‌شود يا در جاي ديگري مي‌فرمايد اي مردم امام حاكم خود را در اين فتنه‌هاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد. خود را در آتش فتنه‌اي كه پيشاپيش آن رفته‌ايد بي‌انديشه در مي‌آوريد همانا من براي شما چراغم در تاريكي، هر كس در تاريكي است و حق را از باطل نمي‌شناسد به اين چراغ بنگرد،‌ به من بنگرد و راه را بيابد.

- دشمنان علي(ع) در جمل از خوش‌سابقه‌ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه دل‌هاي سابقاً مؤمن دو دل و سست مي‌شوند، مردان سالم گمراه مي‌شوند، رأي درست و نادرست در هم مي‌آميزد، فرزند با پدر كينه مي‌توزد، پدر و فرزند عليه يكديگر كينه مي‌ورزند. در زمان امام علي(ع) يكي از مواردي كه خود حضرت آن را فتنه ناميدند، شورش جمل بود كه منتهي به جنگ جمل شد و اين جنگ، اولين جنگي بود كه بر علي(ع) تحميل شد يا خود حضرت در نهج‌البلاغه، شورش طلحه و زبير را فتنه ناميدند و از مردم خواستند كه آن را سركوب‌ كنند و طي نامه‌اي به مردم كوفه نوشتند كه ديگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوي رهبر خود بشتابيد و در جهاد عليه فتنه شتاب كنيد كه تأخير خطرناك است. دشمنان حضرت علي(ع) در جنگ جمل جزو خوشنام‌ترين خوش‌سابقه‌ترين افراد و اصحاب پيامبر(ص) بودند؛ كساني كه حضرت امير(ع) مي‌فرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبهه‌ها هميشه همه در كنار هم بوديم. طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند.

- حضرت امير(ع) به ابوموسي اشعري كه حاكم كوفه بود نامه‌اي نوشت و گفت كه طلحه و زبير و عايشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراين براي ما نيرو بفرست و مردم كوفه را بسيج و كمك كن تا برويم بصره چرا كه آنها آمدند و بصره را اشغال كرده‌اند. بعد از آن ابوموسي اشعري شروع كرد با ادبيات مقدس مآب صحبت كردن؛ اينكه جنگ مسلمان با مسلمان و با كدام حجت شرعي اصحاب در برابر اصحاب بايستند؟ بله، شما علي هستيد، اولين مسلمان هستيد ولي آن طرف هم ام‌المؤمنين است، طلحه و زبير هستند،‌ زبير سيف‌الاسلام است، يعني چه جنگ مسلمان با مسلمان، اين جنگ شبهه شرعي دارد. مردم! آرامش داشته باشيد و به هيچ كدام از دو طرف ملحق نشويد چرا كه ما بيطرف هستيم، اين جنگ خلاف شرع است. حضرت امير(ع) گفت: اين جنگ را بر ما تحميل كرده‌اند، ما شروع نكرديم كه به من مي‌گوييد خلاف شرع است. اينها عليه حكومت شورش كردند و مي‌خواهند حكومت را براندازي كنند. بايد به آنها بگوييد و شما بايد طرف حق را بگيريد و نبايد بگوييد كه در هر صورت كاري نمي‌كنيم. حضرت امير دو بار نامه فرستاد ولي ابوموسي اشعري اعتنايي نكرد. بعد از اين حضرت امير(ع) محمدبن ابوبكر را به كوفه فرستاد و ابوموسي اشعري را عزل كرد. امام علي(ع) شهر را به ابن عباس و محمد بن ابوبكر سپردند و با نيروها براي جنگ رفتند اما باز هم ابوموسي اشعري با حضرت مخالفت كرد و سخنراني كرد مبني بر اينكه اي مردم به جنگ نرويد چرا كه آن طرف جنگ نيز اصحاب پيامبر اند، كساني هستند كه نزد پيامبر سوابق دارند و خويشان پيامبر اند و بزرگان اسلامند، با چه كساني مي‌خواهيد بجنگيد؟ ابوموسي اشعري شروع به سخنراني و ايجاد ترديد و شبهه در دل مردم كرد تا اينكه حضرت امير (ع) مالك اشتر را به كوفه فرستادند و او نيز ابوموسي اشعري را با حالت ذلت بازداشت و از سمتش عزل كرد.






فرهنگی فرهنگی

جدیدترین ها جدیدترین ها