نمایش نمایش

شناسه : 32485578
زمستان رفت و روسیاهی به زغال ماند


زمستان رفت اما هنوز که هنوز است به تب و تاب آن روزها فکر می کنم. روزهایی که مردم در سرمای زمستان در حسینیه امیرچخماق بست نشستند تا به خواص جامعه یادآوری کنند جلوگیری از دفن شهدای گمنام درست نیست.

به گزارش عصر فرهنگ؛ دوم دیماه سال 93 قرار بود همزمان با شهادت حضرت امام رضا(ع) هشت شهید گمنام در محوطه مسجد و حسینیه امیر جخماق یزد دفن شوند. البته کار جدیدی نبود در همه جای دنیا هم سربازان افتخار آفرین خود را در میادین تاریخی و اصلی شهر دفن می کنند تا تمام مردم بدانند ماندگاری تاریخ و زندگی خود را مدیون چه کسانی هستند. مثلا میدان شارل‌دوگل پاریس را در نظر بگیرید که به عنوان که اصلی‌ترین نماد فرانسه محسوب می‌شود، و مدفن یک سرباز گمنام فرانسوی است.

اما عده ای به مخالفت و کارشکنی در این مسیر پرداختند، نیت آنها چه بود؟ خدا بهتر می داند. هر چه بود مرور آن زمان و بررسی ادعاهای مخالفین خالی از لطف نیست.

برخی از مسئولین می گفتند اینجا (در حسینیه امیرچخماق) بچه ها بازی می کنند و به شهدا توهین می شود! انگار نمی دانستند، شهدا از همین مردمند و موزه ای کردن شهدا چه ظلم بزرگی در حق آن هاست. نمی دانستند، هدف از ساخت یادبود در مرکز شهر این است که هر روزه به مردم یادآوری شود زندگی و آسایش خود را چطور به دست آورده اند.

عده ای می گفتند این جا محل رفت و آمد توریست های خارجی است و ممکن است به شهدا توهین شود! اتفاقاً همانطور که گفته شد، در کشورهای دیگر بیشتر قدر سربازان جان بر کف خود را می دانند. از قضا دیدن چنین منظره ای که نشانه قدردانی و قدرشناسی مردم ایران از قهرمانان خود است، اثرات خوبی هم دارد.

برخی می گفتند، اگر شهدا را در این محل دفن کنیم، دیگر امکان ثبت شهر یزد مقدر نیست! کذب بودن این ادعا هم چند سال بعد و با ثبت جهانی شهر یزد بر مردم عیان شد و مشخص شد بهانه هایی که برخی برای مخالفت با شهدا بیان می کنند تا چه حد پوچ و بی اساس است. این ادعای عوامانه در حالی مطرح شد که دفن سربازان گمنام در بناهای تاریخی در همه جای دنیا مرسوم است. هر چند  بالاخره زمستان رفت و روسیاهی به زغال ماند اما براستی این افراد با طرح چنین ادعاهایی به دنبال چه بودند؟ باز هم خدا عالم است.

برخی می گفتند حفر قبر با این فاصله ممکن است موجب ریزش یکی از مناره ها شود!! مضحک بودن این ادعا را هم دیگر هر کودکی می تواند درک کند. نشان به آن نشان که بعد از این ماجرا بارها و بارها مسئولان با پیکور به جان میدان امیرچخماق افتادند و آب هم از آب تکان نخورد!

 

فعالیت با پیکور در میدان تاریخی امیرچخماق

 

فرد دیگری گفت به جای اینکه شهدا را در محوطه میدان دفن کنیم، آنها را ببریم پشت حسینیه و بنای امیرچخماق (فضایی مخروبه) دفن کنیم. هر چند مشخص شد که زمین مذکور صاحبی دارد که اتفاقاً به این امر راضی نیست و با حضورش در میدان امیرچخماق این را اثبات کرد، اما زیباترین پاسخ را به این فرد را دخیل عباس زارع زاده نماینده سابق مهریز داد: «مگر اینها اسرای کربلایند؟ مگر دارالعباده شام است؟ جانباخته هایی که پدر و مادر و نام و عنوان را رها کردند و برای عزت و شرف ما برای مملکت ما و همه داشته های ما مجاهدت کردند بیایند در دارالمومنین یزد در خرابه دفن شوند؟»

 

مخروبه ای که می خواستند شهدا را در آن دفن کنند

 

هر چه بود گذشت، اما هرگز ناراحتی آن روزها را فراموش نمی کنیم. به یاد دارم دور روز قبل از تدفین شهدا یعنی در سالروز شهادت امام حسن(ع) و هنگام روضه ماجرای ممانعت از دفن پیکر مطهر ایشان چه حالی داشتم و فقط به این فکر می کردم که چطور شد که به اینجا رسیدیم؟

زمستان رفت اما هنوز که هنوز است به تب و تاب آن روزها فکر می کنم. روزهایی که مردم در سرمای زمستان در حسینیه امیرچخماق بست نشستند تا به خواص جامعه یادآوری کنند جلوگیری از دفن شهدای گمنام آن هم به بهانه مصوبه زمان طاغوت نادرست است.

 

مقاومت با دفن شهدا با استناد به مصوبه هیات وزیران دولت طاغوت

 

بست نشستند تا بگویند شمایی که از برکت خون این شهیدان به مقام و منصبی دست یافتید بدانید، این رسم مهان نوازی نبود....

 

 

رسول محتشم


 






فرهنگی فرهنگی

جدیدترین ها جدیدترین ها