نمایش نمایش

شناسه : 25101086


آیا اصولاً کاسبان برجام می‌دانند که یکی‌ از گرانترین و پر هزینه‌ترین فعالیت های اقتصادی در دنیای امروز با کمترین حاشیه سود که اغلب منفی‌ است صنعت حمل و نقل هوایی است؟!

به گزارش عصر فرهنگ، علیرضا زارع شهرآبادی دانشجوی دانشگاه یزد نوشت: بررسی قیمت هواپیماهای خریداری شده در اواخر سال گذشته از شرکت ایرباس فرانسه و بوئینگ امریکا نشان می‌دهد، درمجموع حدود940,000,000,000,000  ریال برای 118 فروند ایرباس وهمچنین حدود540,000,000,000,000  ریال برای 100 فروند بوئینگ که در مجموع حدود 1,480,000,000,000,000 ریال باید پرداخت شود و قابل توجه است که این هزینه بیش از درآمد نفت سالانه کشوراست.

فارغ از نظرات مثبت یا منفی‌ در اینجا فقط به بررسی یکی‌ از استدلال‌های اصلی‌ که مدیران دولتی و بسیاری از کارشناسان و حتی افراد تحصیل کرده داخل کشور در مورد لزوم و مفید بودن خرید این هواپیما‌ها ارائه می دهند می‌پردازیم.

اما استدلال اصلی‌ مسئولان و مدیران مربوطه که آن را بدون هرگونه نگاه علمی‌ و منطقی‌ تکرار می کنند این است که به دلیل نبود هواپیما، ایرانیان سالی‌ ۴ میلیارد دلار یا بیشتر به جیب شرکت های هوایی خارجی فعال در ایران می ریزند! ولی‌ آیا واقعاً چنین است؟! فقط چند نکته در باره این استدلال:

۱ -اول از همه باید از این عزیزان پرسید، مگر این ۴ میلیارد دلار سود خالص است که به جیب این شرکت ها می رود، یعنی‌ اگر یک ایرانی‌ یک بلیط هزار دلاری از این شرکت ها بخرد، همه آن به جیب آن شرکت میرود؟! پس آن همه پرسنل و هواپیمای و خلبان با حقوق‌های چند صد هزار دلاری در سال، و قیمت بنزین هواپیما که در خارج لیتری ۶ هزار تومان است و هزینه‌های بسیار سربار دیگر هزینه ندارد؟!.. یعنی‌ اگر ایران هوپیما داشته باشد همه آن ۴ میلیارد دلار مستقیم صرفه جویی می شود؟!

آیا اصولا دوستان می‌دانند که یکی‌ از گرانترین و پر هزینه‌ترین فعالیت های اقتصادی در دنیای امروز با کمترین حاشیه سود که اغلب منفی‌ است صنعت حمل و نقل هوایی است؟؟!

باید بدانیم برای شرکت‌های خارجی‌ حاشیه سود بسیار پایین در حد ۵ تا ۱۰ درصد است، یعنی‌ این ۴ میلیارد دلار حداقل ۳.۵ میلیارد دلار فقط هزینه است, اصولا اگر در اقتصاد صنعت هوایی اگر ۸۵ درصد ظرفیت مسافر یک شرکت هوایی فروخته نشود آن شرکت زیان دٔه خواهد بود، اگر در مسیرهای اروپا یا حتی آسیا از تهران رفته باشید، می دانید که اغلب شرکت‌های هوایی خارجی‌ اصولا در مسیر تهران ضرر می کنند چون به ندرت و فقط در ایامی از سال ظرفیت استفاده شد به بالای ۸۵ درصد می‌رسد و بسیاری موارد این ظرفیت زیر ۵۰ درصد است.

۲ -احتمالا دوستان فوری خواهند گفت، پس چرا اگر ضرر می کنند دنبال پرواز به تهران هستند، پس قطع کنند دیگر، همش ضرر است دیگر.دوستان عزیز، در یک سیستم پیشرفته و مدرن اقتصادی، برای یک شرکت هوایی با این درجه از رقابت، بسیار مهم است که یک شبکه کامل را به مشتریان چند ده میلیونی خود ارائه دهند، و در این راه مجبورند برخی‌ خطوط بدون سود را هم داشته باشند.مانند یک خواربار فروشی که ممکن است سود اصلی‌ اش از فروش ۲۰ قلم کالا به دست بیاید، ولی‌ خواربار فروشی موفق است که در مغازه خود حداقل چند صد قلم جنس داشته باشد چون برای مشتری مهم است که هر زمان که می‌خواهد مطمین باشد فلان جنس کم مصرف را هم می تواند از خواربار فروشی تهیه کند. شرکت‌های هوایی نیز چنین هستند.

۳ - و از همه مهمتر وقتی‌ شما بخواهید تهران و ایران را صاحب چنین ناوگان هواپیمایی کنید که در عین حالیکه سودده و رقابتی باشد، بتواند اکثریت این ۴ میلیارد دلار و سفرهای ترانزیتی را جلب و جذب کند، نیاز به یک شبکه بسیار گسترده سخت افزار و نرم افزار از شبکه بانکی‌ تا هتل ها تا شبکه حمل و نقل شهری و حتی صنعت غذا و قوانین مربوطه دارید.

آیا واقعاً در چشم انداز مثلا ۵ سال یا ۱۰ سال آینده امکان دارد؟! مثلا فقط استانبول، دبی که ساده انگارانه برخی‌ از دوستان تصور می کنند با تنها تحویل هواپیمای جدید تهران می تواند با آن ها رقابت کند دارند فرودگاه‌های با ظرفیت بالای ۱۰۰ میلیون مسافر می سازند که تا دو یا سه سال آینده عملیاتی می شود، آیا ما در فرودگاه امام تهران که به زحمت ظرفیت ۵ میلیون مسافر را دارد، هیچ برنامه مشخصی برای ۱۰ سال آینده داریم که یک فرودگاه با ظرفیت حداقل ۴۰ میلیون مسافر داشته باشیم!

البته دوستان حالا خواهند پرسید پس چه کار کنیم؟! هواپیما نخریم، یا صنعت هواپیمایی کشور را تعطیل کنیم؟ یا به هر حال با استخدام نیروی انسانی‌ بسیاری از این هزینه‌ها بهتر است در ایران خرج شود تا در خارج ایران!

هدف این نوشته هرگز این نیست که  بگوید ایران نباید هوپیما جدید بخرد و یا صنعت هوایی خود را تعطیل کند، بلکه هدف این است که برای انجام یک برنامه موفق اقتصادی و گسترش یک صنعت باید همه جوانب آن سنجیده شود و با برنامه، آموزش، ایجاد زیر ساخت ها و خلاصه یک برنامه مدوّن وارد چنین معاملات بزرگی شد مگر نه ما تجربه صنعت خودرو سازی کشور را دقیقا تکرار می‌کنیم بدون اینکه مجموعا سودی برای کشور داشته باشد و ضرر آن بسیار بیشتر از سود آن است.

در هر حال، انعقاد قرارداد خرید هواپیماهای جدید ایرباس و بوئینگ در حالی است که همه کارشناسان حوزه صنعت حمل‌ونقل هوایی کشورمان بر اهمیت نوسازی ناوگان هوایی ایران برای حفظ امنیت و آسایش مسافران تاکید دارند.

کارشناسان بر این باورند که با توجه به محدود بودن مقاصد پروازی ناوگان هوایی کشور و نبود مقاصد قاره‌ای مثل پرواز به آمریکا، مسیر پروازی اقتصادی و پردرآمدی برای هواپیماهای برد بلند نخواهیم داشت و خرید هواپیماهای با برد بلند مانند ایرباس330، ایرباس350 یا هواپیمای غول‌پیکر ایرباس380 نه ‌تنها در اولویت نیازهای ناوگان هوایی کشورمان نبوده، بلکه با خرید تعداد زیادی از این نوع هواپیما‌ها و نبود تقاضای سفر برای آنها، در نهایت شرکت‌های هواپیمایی مجبور خواهند شد هواپیماهای برد بلند مناسب برای سفرهای قاره‌ای را در مسیرهای کوتاه استفاده کنند که موجب ضرر و زیان آنها خواهد شد.

اما این روزها هرچند که گردانندگان ایرباس و بوئینگ همچون دیگر تعهدات دولتهای خود در قالب مذاکرات 1+5 در صدد دبه کردن و پشت پا زدن به تعهدات خود هستند، اما مردم ایران هم خرید هواپیماهای لوکس را منطبق با الویتهای خود نمی دانند، شاهد این مدعا برخی نظرسنجی های مردمی است ، نتایج ‌نظرسنجی که چندی پیش در برنامه پایش نشان انجام شد نشان می دهد که فقط72/5 درصد مردم اولویت تخصیص دلارهای آزاد شده را در خرید هواپیما می‌دانند. در این نظرسنجی 30 درصد تجهیز بیمارستان‌ها،09/17 درصد تجهیز مدارس و 98/6 درصد گسترش راه‌آهن را اولویت مدنظر خود معرفی کرده‌اند و 21/40 درصد هم به سایر نیازها رأی داده‌اند.
 






فرهنگی فرهنگی

جدیدترین ها جدیدترین ها